حتماً اشتباهی در کار است!
برخی از آدمها همیشه سعی دارند اشتباهات را پیدا کنند؛ سعی دارند در زندگی، یک آدم اشتباهی، یک اتفاق اشتباهی و حتی یک اشتباه اشتباهی پیدا کنند. همیشه انگار باید ایراد و اشتباهی وجود داشته باشد تا باور کنند همه چیز درست پیش میرود.
آنها معتقدند که زندگی هیچوقت دو فرد خوب را از هم جدا نمیکند، زندگی هیچوقت به آدمهای خوب صدمه نمیزند و آنها قطعاً دارند تاوان کارهای بدشان را میدهند. آنها بدون اینکه لازم باشد دائماً خود و دیگران را تنبیه میکنند و رخ دادن اتفاقات بد را لایق خود و دیگران میدانند. حتی اگر بالاخره روزی اتفاق خوبی هم بیفتد، دوباره شروع میکنند به دنبال ایراد گشتن در آن اتفاق خوب؛ ظاهراً اینکه اشتباهی در کار باشد همیشه باعث آرامششان میشود.
اکثر ما هیچگاه از ابتدا در چیزی به دنبال درستی نمیگردیم؛ درست مانند معلمی که در برگهی امتحان دور اشتباهات خط میکشد و میگوید بیشتر دقت کن، اما هیچوقت از همان اول دور درستها خط نمیکشد و دانشآموز را به خاطر آن درست ها تشویق نمیکند.
اکثر ما در زندگی همیشه مانند یک منتقد و تحلیلگر هستیم؛ چه درمورد خودمان و چه درمورد دیگران. همیشه باید ایرادی وجود داشته باشد وگرنه یک جای کار دچار ایراد میشود. آیا این از اعتماد نداشتن به خودمان ریشه میگیرد یا از دوست نداشتن خودمان؟ به راستی ایراد کار کجاست که همیشه به دنبال ایراد میگردیم؟
اوه نه صبر کنید، دوباره داشتم سعی میکردم ایرادی در کار پیدا کنم.
1403/4/4
Written by: فائزه واعظ