(2025) Obsession
نمیدانم نام این حس که در هر برهه از زندگی، چیزی را با تمام وجود میخواهیم، چیست. این حس که حاضریم بخشی از زندگی را بدهیم تا فقط لحظهای به آن خانه، به آن ماشین، به آن موقعیت یا حتی به آن آدم دست پیدا کنیم. و این خواسته ذهنمان را آنچنان در خود حل میکند که چشمانمان چیزی جز آن نمیبیند، گوشهایمان در همهجا تنها راجع به آن میشنود و دهانمان تنها زمانی باز میشود که بخواهد راجع به آن به دنیا خبر دهد.
این حس چیست؟ طمع؟ شیفتگی؟ نمیدانم؛ ولی هر چه که هست آدمی را به حد جنون میرساند و تا زمانی که به آن نرسی، شب و روز برایت نمیگذارد.
اگر آن چیز، چیزی باشد که کنترلش از توانمان بیشتر باشد که دیگر بدتر. طمع بالا میزند و بیشتر و بیشتر باعث میشود نتوانی از رسیدن بهش دست بکشی. حاضری دائماً کل مسیر را با دستهای خودت از نو بسازی و بسازی تا زمانی که خواستهات را درآغوش بگیری.
من تا به حال این حس را در هیچ کتاب یا هیچ فیلمی به وضوح ندیده بودم تا اینکه چند شب پیش دیدم Curry Barker آن را Obsession نامیده. و میتوانم تضمین کنم تا به امروز این اولین فیلمیست که اینقدر دقیق این حس را به تصویر کشیده. ثانیه به ثانیهی این فیلم با این حس زندگی میکنی و میفهمی تا به امروز تمام نفسهایت با همین حس پر شده و تو بیخبر بودی.
هرچند یک فیلم ژانر مخصوص به خودش را دارد. بازیگرها و مشکلات مختص به خود و دغدغههای مختص به آن آدمها. اما با وجود این، همزادپنداری را بیدار کرده و تا عمق وجودت رخنه میکند.
شاید دلیل این رخنه کردن خالص بودن فیلم است؛ زیرا در این ژانرِ ترسناک، هیچ دروغی در کار نیست. و قسمت جالب ماجرا اینجاست که روایت داستان کاملاً به شکل سورئال و غیرواقعی جریان دارد و برپایهی یک ایدهی غیرواقعی نیز بنا شده. اما هر آنچه که مایه وحشت در مخاطب شده، از دل یک واقعیت عمیق بیرون آمده که زندگی مخاطب به آن وابسته است.
اگر میگویم وابسته واقعاً مبالغهای در کار نیست. چیزی که شخصیت اصلی با آن درگیر بود، چیزیست که ما شبانهروز با آن درگیریم ولی مانند Curry Barker قادر به بیانش نبوده و نتوانستیم توضیحی راجع به آن بدهیم.
قبل از هر چیزی بگویم علاوهبر خود فیلم که به شدت مرا تحت تأثیر قرار داد، این حقیقت که نویسنده و کارگردانش که Curry Barker باشد، تنها ۲۶ سال دارد به شدت مرا شگفتزده کرد! ( حقیقتاً این اولین بار است که میبینم موفقیت یک نویسنده و کارگردان از نسل زِد، اینگونه همه را متحیر کند. به عنوان یک نسل زِدی خیلی بهش افتخار کردم…)
حال بگذارید قبل از داستانِ خود فیلم، ماجرای جالبی که به ساخته شدن این فیلم ختم شده را برایتان بگویم.
جناب Curry Barker مدتهاست یک یوتیوبر است و سازندۀ فیلم Milk & Serial. تاکنون فیلم کوتاه های او مخاطب های بسیاری را به خود جذب کرده.
Obsession، اولین فیلم بلند اوست و کار تدوینش را نیز خودش انجام داده. اما چه شد که ساخته شد؟
روزی یک فرد که کری را داخل یوتیوب کشف کرده بود، به او پیام داده و پیشنهاد می کند به او 750 دلار می دهد، به شرطی که فیلم کوتاهی که داخل یوتیوبش منتشر کرده را بسازد و داخل سینما اکران کند. کری پیشنهادش را قبول می کند، اما به او می گوید که برای استفاده از این پول ایدۀ دیگری در سر دارد.
و اینگونه می شود که Obsession، با بودجۀ 750 دلاری و در کمتر از 20 روز ساخته شده و هم اکنون بیش از 300 میلیون دلار، در سراسر جهان به فروش رفته و پرفروشترین فیلم ترسناک ۲۰۲۶ شده است.
خلاصۀ فیلم ( این بخش حاوی اسپویل می باشد..)
داستان درباره «بیر» (مایکل جانستون)، کارمند فروشگاه موسیقی است که عاشق همکارش «نیکی» (ایند ناوارت) شده، اما جرأت ابراز آن را ندارد. در ابتدای فیلم «بیر» در قالب یک قربانی به تصویر کشیده می شود. کسی که اعتماد به نفس ندارد و از طرد شدن می ترسد.
او یک شیء ماورایی به اسم «One Wish Willow» میخرد، بلکه نیکی عاشقش شود. کارکردش هم به این شکل است که باید ابتدا آرزو کرده و سپس آن شیء چوب مانند را بشکند تا آرزویش برآورده شود.
« بیر » همین کار را می کند اما این آرزو، به وسواس (Obsession)ای وحشتناک و مهارناپذیر تبدیل شده و از کنترل خارج میشود. ابتدا رسیدن به این آرزو پسر را خوشحال می کند اما رفته رفته، می فهمد آرزویی که روزی با تمام وجود درخواست کرده بود، حال تمام وجودش را در خطر انداخته.
چیزی که بیش از همه مرا مجذوب این بخش کرد، ناتوان بودن «نیکی» دربرابر این حس به اصطلاح وسواس است. و خانم ایند ناوارت با بازیگری بی نظیرش، اسارت یک روح ناتوان در کالبد یک جسم وسواسی یا عاشق پیشه را به خوبی به نمایش گذاشت.
فیلمبرداری، نورپردازی، فیلمنامه و دیالوگ، بازیگری و تمام بخش های فیلم آنقدر ماهرانه طراحی و اجرا شده بودند که هیچ نیازی به جلوه های مصنوعی بصری و یا حتی صداهای ناگهانی و ترسناک نبود تا در مخاطب حس وحشت را به وجود بیاورد. و این دقیقاً همان دسته کارت برندۀ فیلم بود.