یادداشت 10

یادداشتِ امروزِ من:  ۱۴۰۴/۴/۳۰
موضوع: دوست‌نوازی با جمعی از نویسندگان مشهدی

 

همه‌چیز زمانی شروع شد که ندا احمدیِ قهرمان، پیام عاجزانه‌‌‌ی مرا در وبینار استاد کلانتری دید و به‌دادم رسید.
البته ندای بیچاره، روزها و ساعت‌ها به‌دنبال منِ گمشده سرگردان بود؛ ولی خب خوشبختانه بالاخره به لطف نازلیِ قهرمان و وبینار جذابش با استاد کلانتری، دوباره در کامنت‌های زیر پست مربوطه، پیام من دستی تکان داد و بالاخره ندا احمدی به فائزه واعظ رسید.

و اینگونه شد که فائزه ابتدا به جمعی از مهربان‌ترین، خونگرم‌ترین و پایه‌ترین نویسندگان مشهدی رسید و سپس به آرزویش، که دیدار آن عزیزان بود.

صبح دوشنبه‌ی یک تابستانِ به‌شدت گرم، در کافه‌ای نشستیم، گپ زدیم و حسابی آشنا شدیم. آنقدر انرژی جمع بالا و مثبت بود که مطمئنم مرا تا هفته‌های بعدی که دیداری دوباره ترتیب دهیم، شنگول نگه می‌دارد (به‌قول استاد کلانتری).

همگی آنقدر غرق صحبت شدیم که زمان به سرعت دوید، فرار کرد و دست هیچ‌کداممان بهش نرسید. از دوستان عزیزم که سؤال‌های خاص و ویژه مطرح می‌کردند تا همگی به فکر فرو رویم و حسابی عمیق سخن بگوییم، بسیار سپاسگزارم؛ زیرا سخنان عمیقمان، برایم ارزش دیدار را چند برابر کرد. از شوخی‌ها و نمک‌های لحظه‌ایشان نیز بسیار متشکرم؛ چون باعث شد جَوِ سنگینی ایجاد نشده و یخ همگی آب شود. البته یخ بنده که کلاً از ابتدا خودش آب شده بود. شاید به‌دلیل گرمای بیش از اندازه‌ی هوا باشد، وگرنه من که آنقدرها هم آدم بی‌یخ‌وباری نیستم؛ هستم؟

بعد از خداحافظیِ یک‌به‌یک دوستان، من و نازلی نگاهی به‌هم انداختیم و متوجه شدیم هر دو همچنان آنجا هستیم تا زمانی‌که خدا بخواهد و بالاخره برای برگشت به خانه یکی گردنمان بگیرد(هوا گرم بود خبببب).

و باید بگویم که همه‌چیز از زمانی ترسناک شد که من و نازلی تنها شدیم. ناگهان به‌خودمان آمدیم و دیدیم یک ساعت مداوم، تمام هست و نیستمان را برای هم فاش کرده‌ایم. اینگونه شد که ناگهان سکوتی هولناک میان من و او برقرار شد و دوباره هردو بهم نگاهی انداختیم؛ زیرا فهمیده بودیم حال، هر یک از ما می‌تواند با رازهایی که از دیگری می‌داند، او را خِفت کرده و یا حتی گروگان بگیرد. پس به‌ناچار با هم دست دادیم و خداحافظی (فرار) کردیم، تا بیش از این افشا نگردیم.

این هم لیست دوستان تازه و نابم (جهت پز دادن) که افتخار از نزدیک دیدنشان را پیدا کردم، به ترتیب حروف الفبا:
«حمیرا مهدی‌زاده، رضا چمبر، ریحانه ربانی، عاطفه حسینی، محبوبه نیری، نازلی، ناعمه سجادی، ندا احمدی»

و البته چند دوست عزیز دیگر که هنوز دیداری بینمان شکل نگرفته، اما به‌زودی شکل می‌گیرد و نامشان را به لیست یادداشت اضافه خواهم کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *