اگر کسی مرا انتخاب نکند چه؟
- faeze
- سایر نوشته ها
همۀ ما در زندگی دوست داریم کسی باشیم که توسط دیگری پذیرفته و انتخاب میشود. این به ما احساس باارزش بودن میدهد و باعث میشود فکر کنیم برای جامعه و دیگران مفید هستیم. بنابراین در تمام مراحل زندگی منتظر کسی هستیم تا بیاید و ما را برای چیزی انتخاب کند. درست مانند کودکی که در صف ایستاده و منتظر است سَرگروه او را برای تیم خودش یارکِشی کند. افرادی که زودتر از همه توسط سَرگروه به عنوان یار انتخاب شوند، در نظر بقیه به شدت جذاب و قدرتمند هستند. این یارکِشی که بیشتر شبیه یارکُشی میباشد، در تمامی مراحل زندگی همراه ماست و گمان میکنیم همیشه باید ما را برای عضو شدن در تیمی بپذیرند و اگر این اتفاق نیفتد، یعنی ما به دردنخور و بیارزش هستیم.
اما تا بهحال فکر کردهاید که چه میشود اگر یکبار ما سَرگروه شویم؟ چه میشود اگر ما کسی باشیم که دیگری را انتخاب میکند؟ به نظرتان اصلاً آن افرادی که سَرگروه تیم میشدند چه فرقی با کسانی داشتند که قرار بود عضو آن تیمها شوند؟
اگر به جای انتظار برای رسیدن یک فرد انتخابکننده، خودمان چیزهایی که نیاز داریم را انتخاب کنیم و جلو برویم، صد هیچ اگر بقیه که همچنان در صف انتخابشدن ایستادهاند جلوتریم. اگر سعی کنیم خودمان شروعکننده باشیم، دیگر نیازی به اثبات تواناییهایمان به دیگران نیست. نیازی نداریم به کسی ثابت کنیم که باعث بُرد گروه میشویم، زیرا حال خودمان یک سَرگروه هستیم که برای گروهش افرادی را انتخاب میکند. شایستگیهایمان منتظر ما هستند. منتظر هستند تا ما آنها را انتخاب کنیم نه دیگران.
استادِ عزیزم، شاهین کلانتری در کتاب شاهراه تأثیرگذاری میگوید: «آغازگرهـا در فکـر اثبـات شایسـتگی خودشـان بـه دیگـران نیسـتند، درصـدد پیوسـتن بـه مسـیرهای از قبـل طراحی شـده هـم نیسـتند، بلکـه ابتکارعمـل دارنـد و در مسـیرهای تـازهای قـدم میگذارند. میتوانیـم سـرمان را مثـل کبـک زیـر بـرف کنیـم و مـدام دنبـال ایـن باشـیم کـه یکـی برایمـان شغل و آبباریکه جور کند، یا برعکس، واقعاً جسورانه بخوانیم و بیندیشیم؛ حتی اگر از منظر دیگران، تمام کارهایمان مثل انداختن سنگ در مرداب، بیهوده به نظر برسد.»
پس بهتر است انتخابکردن را انتخاب کنیم. اینگونه دیگر انتظار کسی که هرگز نمیآید ما را نخواهد کشت. اینگونه موهای استعدادهایمان سفید نخواهد شد و خودمان آغازگر راهی میشویم که کسی هرگز جرئت شروعش را نداشته است. به محض اینکه انتخابکردن را انتخاب میکنیم، ابرهایی که جلوی چشمان منتظرمان را پوشاندهاند، کنار میروند. ابرِ بیاعتمادی نسبت به خودمان، ابرِ احساس سرخوردگی، ابرِ احساس ناکافی بودن، ابرِ ترس از طرد شدن و…
و درآخر باید بدانیم که شروع کردن مهمتر از چگونه شروع کردن است. منتظر روزی نباشید که بیدغدغهترین آدم دنیا شده باشید و بعد درحالی که دم ساحل دارید آفتاب میگیرید، دفترچهای بردارید و رویش کلمۀ «شروع» را بنویسید. هرگز چنین فردایی نخواهد آمد، اگر دیروزش کلمۀ «شروع» را حک نکرده باشیم.
حالا نوبت توست. برایم بنویس دوست داری انتخاب شوی یا انتخاب کنی؟
ـ فائزه
4 نظر
نمیدونی چقدر بهت افتخار میکنم💕
خصنیخصخیبضصخ فدات شم کههه😭😭😭😭💙💙💙
چه نقطه نظر قشنگی
خوشحالم نظرم برات قشنگ بوده عسل شیرین💙🤍💙🤍