کم پیش میآید که بخواهم فیلم، سریال و یا برنامهای را به دوستانم معرفی کنم. اما بعد از دیدن قسمت ۳۲ برنامهی اکنون، نتوانستم ساده از کنارش بگذرم و پیشنهاد دیدن آنرا فریاد نزنم.
این قسمت عجیب بر جانم نشسته. از تاریخ جهانگشایجوینیخوانی و همچنین تاریخبیهقیخوانی آقای یاسین حجازی و گفتوگوی عمیقشان با آقای سروش صحت عزیز گرفته تا سخنرانی بینظیر آقای سجاد افشاریان و احسان عبدیپور. همه و همهاش در جانم عجیب رخنه کرده و جزئی از وجودم شده است.
بعد از پایان سخنان بینظیر آقای یاسین حجازی، آقای سروش صحت حرف مرا به زبان آورد:
« من واقعاً ولی فشار بهم اومد. جدی میگم. یعنی هر چی خوندی یهجوری به جانم نشست که الان احساس سنگینی میکنم؛ یک سنگینی لذتبخش. »
و عجیب این قسمت از برنامهی اکنون در جان من نیز رخنه کرده. آن انسانهای خردمند، حال و احوال این روزها را به سبک منحصربفردی فریاد زدند و کاری کردند بعد از دیدن آن، با تمام وجود احساس کنم من در این کشور تنها نیستم.
حتماً وقت بگذارید و این قسمت را تماشا کنید تا تکانی به قلب و روح شما نیز بدهد و خاک و گرد و غباری که از موشکهای این روزها بر جان روحتان نشسته، پاک کند.
و درآخر این قسمت از سخنرانی باعث شد یک ساعت تمام اشک بریزم و سنگینی قلبم که در این یک ماه هر روز با خود حمل میکردم، بیرون بریزد. دلم نیامد بخشی از آنرا برای شما آپلود نکنم: