یادداشت 12
- faeze
- سایر نوشته ها
یادداشتِ امروزِ من: ۱۴۰۴/۵/۶
موضوع: میگذارم صدمه ببینی
بعد از اینکه استاد کلانتری سؤالِ « چهچیزی باعث میشود که از خودتان بدتان بیاید؟ » را در وبینارش پرسید، با خود فکر کردم و به اولین پاسخ رسیدم:
من هرزمان که کسی بهم صدمه میزند، حس بدی نسبت به خودم میگیرم.
اما چرا؟
راستش دقیق نمیدانم.
این کاملاً واضح است که دیگری به من صدمه زده و من هیچوقت از او این درخواست را نکردم؛ پس چرا ابتدا از خودم بدم میآید و نه او؟
اصلاً بحث پیدا کردن مقصر نیست؛ آن بحثش جداست و بهنظرم آنقدر بیهوده مینماید که اگر هیچزمانی برایش نگذارم سود کردهام.
اما اینکه ابتدا انگشت اشاره را به سمت خود میگیرم و خودم را سرزنش میکنم را درک نمیکنم.
آری؛ درست است که معیارهای ما برای سنجیدن خودمان، از معیارهایمان برای سنجیدن دیگران سختگیرانهتر است؛ ولی حس میکنم درک این موضوع باید کمی متفاوتتر باشد.
شاید درآن لحظه با خود فکر میکنم؛ من برایش کم گذاشتم که رفت، من به سادگی به او اعتماد کردم که از من سواستفاده کرد، من بد بودم و این جواب بدیهایم است، من دارم تنبیه میشوم، من…
اما واقعاً چنین است؟
اصلاً پیشگیریای برای صدمهدیدن در روابط آدمیزادها وجود دارد؟
میشود مانند پیشگیری در رانندگی، در روابط نیز از تصادف جلوگیری کرد؟
واقعاً در باب این موضوع نیز پیشگیری بهتر از درمان است؟
خیلیها هستند که کلی راهحل جلویمان میگذارند و میگویند اینگونه میشود آدمها را شناخت و صدمه ندید؛ اما همهی ما میدانیم که همیشه دقیقاً از جایی که فکرش را نمیکنیم صدمه میبینیم.
مغزم دیگر کار نمیکند.
شاید باید صدمهدیدن را پذیرفت؛ درست مانند درد و رنجکشیدن در زندگی. شاید باید قبل وقوع، از آن فرار نکرد و بعد از وقوع هم انکارش نکرد.
هر چه باشد، من باز هم این را قبول ندارم که چرا زمانی که من کسی هستم که صدمه دیده، خودم نیز پشتم را خالی میکنم و جلوی خودم میایستم و با خودخواهی به او میگویم:« از جایت بلند شو. تو کسی هستی که اشتباه کرده و حق ناراحت و زخمیبودن را نداری… »
احتمال دارد تلاشهای زیادیام برای صدمهندیدن، به من صدمه زده باشد.
خدای من؛ باز هم دارم خودم را سرزنش میکنم.
بیخیال؛ بازی با این کلمات چه فایدهای دارد؟
دیگر حرفی نمیماند؛
تنها میخواهم بگویم:
مرا ببخش خودِ من.
از این پس میگذارم صدمه ببینی،
میگذارم از زخمهایت حرف بزنی
و تماشایت میکنم و درست زمانی که کمی آرامتر شدی، بلندت خواهم کرد، دستت را خواهم گرفت و هردو برای صدمهی بعدی آماده میشویم.