سری پیش که عصارهگیری کردم به شدت بهم چسبید.
پس تصمیم گرفتم دوباره بروم سراغش.
صدای خود را صاف کرده
و میخوانم:
پیرمردی بود.
پیرمردی بود که تنها نبود.
پیرمردی بود که تنها نبود چون یک سگ پیر داشت.
پیرمردی بود که تنها نبود چون یک سگ پیر داشت که خانوادهاش بود.
پیرمردی بود که تنها نبود چون یک سگ پیر داشت که خانوادهاش بود؛ ولی میدانست یک روز دوباره تنها میشود.
تنها نبود چون یک سگ پیر داشت که خانوادهاش بود؛ ولی میدانست یک روز دوباره تنها میشود.
یک سگ پیر داشت که خانوادهاش بود؛ ولی میدانست یک روز دوباره تنها میشود.
میدانست یک روز دوباره تنها میشود.
👈 عصارهگیری:
پیرمردی بود که میدانست یک روز دوباره تنها میشود.