چند جمله راجع به آزادی 🕊

 

➷ آزادی در پذیرش درد نهفته است.

➷ همگی در پی آزادی، خودشان را قل و زنجیر می‌کنند.

➷ آزادی چیزی‌ست که رایگان به دست نمی‌آید.

➷ گاهی آزادی رویایی‌ست که در قفسی دست نیافتنی زندانی شده.

➷ آزادی رنگ سیاهی دارد، همچون کلاغی آزاد که بر فراز قفس‌ طوطی‌ای پرواز میکند.

➷ آزادی ذهن زمانی رخ میدهد که با اشتیاق خودمان را در زندانش بیندازیم و به ملاقات خویش برویم.

➷ و شاید آزادی در نرسیدن باشد؟

➷ طوطی از قفس آزاد، ولی در قفسی بزرگتر از جنس ترس زندانی شده بود.

➷ ما تصور می‌کنیم حبس کردن خود در منطقه‌ای امن، یعنی آزادی.

➷ گاهی آزادی در زندانی کردن چیزی‌ نهفته شده است.

➷ و به راستی آزادی چیست که جملگی در بند اوست؟

➷ برای آزادی باید قدمی برداشت، آزادی خودش ساخته نمیشود.

➷ با عصبانیت به سمت آزادی فرزندش سنگ پرتاب کرد و او را شکست.

➷ باری دیگر به دهان آزادی مشت کوبیدند.

➷ دستمالی را دور دهان آزادی گره زده‌اند تا صدایش درنیاید.

➷ به ناچار با تبری از جنس ناامیدی، آزادی را شکست و با تکه‌هایش برای فرزندانش سرپناهی ساخت.

➷  آزادی از ترس زندانی شدن فرار کرد و قایم شد.

➷ آزادی در چشمان دخترک شعله ور شد و میله‌های قفس ذهنش را سوزاند.

➷ هر کس به نوعی برای آزادی میجنگد؛ یکی با شمشیرش و دیگری با قلمش.

➷ سرانجام آزادی برایش فنجانی چای ریخت و با او هم‌صحبت شد.

➷ آزادی برای یک بچه، طعم آب نباتی را دارد که مادرش به او اجازهٔ خوردنش را نمی‌دهد.

 

 

شما هم چند جمله راجع به آزادی بنویسید
🕊✨✍️

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *