چند جمله راجع به زمان ⏳

 

➷ شاید زمان تنها فاصله‌ی میان ما بود.

➷ به گمانم هنوز زمانش نرسیده بود؛ شاید هم دلش نمی‌خواست به این زودی به او برسد.

➷ زمان زندانی فرزندش شده بود؛ گذشته.

➷ تا به امروز برنده‌ی دوی ماراتن، زمان است.

➷ گاهی از فرط غرق شدگی در هیچ، دلم برای زمان تنگ می‌شود.

➷ بالاخره زمان خندیدن رسیده بود، اما اشک‌هایم خودنمایی کردند.

➷ در زمان گم شدن ترسناک‌تر است یا در بی‌زمانی گم شدن؟

➷ زمان گذشت، از نامردی روزگار.

➷ زمان چشم‌هایش را به روی ناراحتی پسرک بست و او را در گذشته رها کرد.

➷ ناگهان زمان از چیزی ترسید؛ پس با سرعت بیشتری دوید.

➷ شاید زمان هم منتظر یک روز خوب باشد.

➷ پیرمرد متوجه شد که تا ته لیوان زمانش را نوشیده است.

➷ شاید دلیل زود گذشتن زمان، فرار کردن از گذشته‌اش باشد.

➷ چرا هر چه می‌دویم، از زمان جلو نمی‌زنیم؟

 

 

شما هم چند جمله راجع به زمان بنویسید
⏳✨✍️

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *