➷ دختر امروز را با فکر به فردا کشت و دفن کرد.
➷ آنقدر امروز و فردا کرد که از آخر امروزش با فردا قاطی شد.
➷ فردا آنقدر گستاخ بود که هر زمان به او میگفتی بیا، نمیآمد و هر زمان میگفتی نیا، سریع خودش را میرساند!
➷ تصویری که از دیروز در ذهنت داری، فردای تو را میسازد.
➷ فردا درست زمانی از راه میرسد که منتظرش نباشی.
➷ بعضی شبها با خودخواهی دعا میکنیم دیگر فردایی در کار نباشد و دلش را میشکنیم.
➷ فردا اشکهای دخترک را دید، اما دلش نیامد او را تنها بگذارد.
➷ کارهایم را به فردا سپرده بودم اما درآخر فهمیدم آن کسی که سر کار است خودم هستم!
➷ تولدش با تولد فردا یکی بود.
➷ دیروز را در آینده راه ندادند و دستانش را از دستان فردا جدا کردند.
➷ فردا کارتن خواب شده بود، زیرا تمام پولهایش را برای دیروز خرج کرده بود.
➷ آدمهای زیادی روی فردا حساب باز کردند و درآخر حسابشان خالی شد.
➷ فردا آنقدر نزدیک بود که میشد نفسش را حس کرد.
➷ امروز بین فردا و دیروز تفرقه ایجاد کرده بود.
➷ همه آنقدر درگیر جدال بین دیروز و فردا شده بودند که امروز را فراموش کردند.
➷ فردا پشت دیوار کمین کرده بود و دیروز را دید میزد.
➷ دلم برای دیروزهایی که دیگر نمیآیند و فرداهایی که هنوز نیامدهاند، تنگ شده است.
➷ فردا در درس تاریخ، یک نمره بیشتر از دیروز گرفته بود و به خودش میبالید.
➷ برای رسیدن به فردا باید اول دیروز را رها کرد.
➷ فردا به ما وابسته نبودن به دیروز را می آموزد.
➷ فردا لبخند زد و ردپای خستۀ دیروز را از نو قدم زد.
➷ دیروز از تمام جهان طرد شده بودم، اما باور دارم فردا مرا طرد نخواهد کرد.
شما هم چند جمله راجع به فردا بنویسید
⏳✨✍️