➷ طوطی پرنده ای بود که به خاطر زیبایی زندانی شد.
➷ کلاغ پرنده ای بود که به خاطر زشتی آزاد شد.
➷ کلاغ پرنده ای خلافکار بود و بر روی بالهایش خالکوبی داشت.
➷ پرنده در آرزوی رهایی قفس را درآغوش کشید.
➷ پرنده آرزو میکرد همه از او نفرت داشته باشند تا آزاد شود.
➷ تیر شکارچی به قلب پرنده اصابت کرد.
➷ پرنده سنگی برداشت و با تیرکمان به سمت انسان پرتاب کرد.
➷ آهنگ مورد علاقهٔ پرنده، کفتر کاکل به سر بود.
➷ پرهای پرنده از تعجب ریخت.
➷ جغد پرنده ای ورزشکار است، زیرا میتواند گردنش را ۳۶۰ درجه بچرخاند.
➷ خفاش پرندهای نابینا بود، برای همین با عصا پرواز میکرد.
➷ پرنده قصد مهاجرت داشت اما پولش را نه.
➷ پرنده چمدانش را بست، زیرا ساعت ۵ عصر پرواز داشت.
➷ پرنده از پروازش جا ماند و بلیطش سوخت.
➷ پرندهٔ ماهی خوار ، به خاطر اینکه نمیتوانست مانند ماهیها شنا کند از آنها متنفر بود.
➷ خروس پرندهای بود که دیگر پرندهها او را برای بیدار شدن کوک میکردند.
➷ جای پرنده ها در قفس امن است اما برای آنجا بودن آفریده نشدهاند.
➷ پرنده در قفس دیگر پرهایش مهم نیست.
➷افکارم همچون پرندهای بیقرار در سرم حرکت میکردند.
➷ برای پرواز نیازی نیست حتماً پرنده باشید.
➷ پرنده که باشی، مسئولیت پریدن بر دوشت سنگینی میکند، انسان که باشی مسئولیت انسانیت.
شما هم چند جمله راجع به پرنده بنویسید
🕊✨✍️