کاریکلماتور 1

➷ روباه با دمش گردو شکست و به سنجاب داد.

➷ موش زبان دخترک را پس آورد تا به مادرش سلام کند.

➷ شتر در خواب دانه های پنبه را میشمرد.

➷ آشپز ها دو تا بودند اما غذا به جای شور و بی نمک تند شده بود.

➷ دمش را روی کولش گذاشت، زیرا دمش خسته شده بود.

➷ از ترس چهار ستون بدنش، سه ستون شد.

➷ اشکش را دم مشکش گذاشته بود تا آبش را بخورد.

➷ سنگ پا را اشتباهی به سینه اش زد.

➷ از قدیم گفتن مار از خونه بدش میاد میره پونه جمع بکنه.

 

شما هم چند کاریکلماتور بنویسید.
🌈✨✍️

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *