کاریکلماتور 4

➷ تو مگر خودت پا نداری که از خرِ شیطان پایین نمی‌آیی؟

➷ حرف حساب که جواب ندارد، سؤال دارد. و آن سؤال هم این است: کسی از شما نظر خواست؟

➷ حرف راست را باید از بچه شنید، البته بعد از اینکه تهدیدش کردیم که اگر حرف راست را نگوید او را می‌خوریم.

➷ خری که جو دیده‌، مگر خر است که کاه بخورد؟

➷ در خانه‌ات را ببند تا همسایه را مجبور به دزدی نکنی.

➷ آهسته بیا و آهسته برو، زیرا گربهٔ محله با دیدن مدل موی جدیدت شاخ درمی‌آورد.

➷ درخت هر چه بارش بیشتر شود، سرش پایین تر می‌آید تا بتوانیم به راحتی میوه‌هایش را بچینیم.

➷ مصمم با دست پس زد و با پا پیش گرفت، اما متأسفانه عضلهٔ پایش گرفت و او را به زمین انداخت.

➷ با پوزخند برای شیطان پاپوشی دوخت تا او را عزل کند و خودش جای او بنشیند.

➷ تو بگویی ف من نمی‌گویم فرح زاد، می‌گویم فکت را ببند.

 

 

شما هم چند کاریکلماتور بنویسید.
🌈✨✍️

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *