➷ با ریزش هر قطره باران، اقیانوسی کوچک در دل زمین ساخته میشود.
➷ این صندلی چوبی، شاید روزی دستِ درخت پیر داخل حیاطمان بوده است.
➷ آنهایی که با پوزخند به دیگری صدمه میزنند، به ریش خودِ بدبختشان میخندند.
➷ برخی با التماس میگویند: «دروغ گفتم ولی…»و توقع دارند حرف بعد از ولی را باور کنیم.
➷ با دیدن قبض آب، برق او را محکم گرفت.
➷ نویسندهای که از نوشتن فرار کند، مانند گربهای است که از دم خودش فرار میکند.
➷ مرگ آمدهاست تا ما بیشتر قدر زندگی را بدانیم و حال، چیزی که قدرش را نمیدانیم خودِ مرگ است.
➷ عنکبوت جیب مرد را به عنوان خانه انتخاب و با تارهایش تزئین کرده است.
➷ سکوت، حرفهایمان را درآغوش میکشد تا به گوش قدرنشناسها نرسند.
شما هم چند کاریکلماتور بنویسید.
🌈✨✍️