کشف تجربه‌های تازه

همیشه در زندگی دنبال کسب تجربه‌های جدید و تازه بودم و هستم. حتی کوچک‌ترین چیز‌ها را در طی روزم به‌روز می‌کنم تا ببینم راهش به کجا می‌رود.
به عنوان مثال هر روز یک مسیر را با روش‌های مختلف طی میکنم. یکبار با اتوبوس می‌روم مترو و از آنجا میروم سمت مقصد. یکبار با دو تا اتوبوس. یکبار یک اتوبوس به علاوه پیاده روی؛ و یکبار هم کلاً پیاده‌ مسیر را طی می‌کنم.
و هربار که روشم را عوض کردم، راجع به چیزی که تجربه کردم فکر می‌کنم و با خودم می‌گویم: «خب…اینم از یک تجربه‌ی جدید دیگه. حالا می‌دونم بین تمام این مسیرها، کدوم یکی بهترینه.»

هیچوقت از ریسک کردن نترسیدم. شاید با خودتان فکر کنید که این آدم واقعاً تا سرش به سنگ نخورد، آدم نمی‌شود! اما باید بگویم که من خودم اگر لازم باشد سنگ را به سرم می‌زنم تا به خودم نشان دهم بعد از آن نیز همچنان زنده‌ام و تنها فرقی که از قبل کرده‌ام نیز این است که حال می‌دانم درد ناشی از سنگ چگونه است و با آگاهی به آن از برخی رنج‌ها نجات پیدا می‌کنم و برخی را نیز بدون ترس می‌پذیرم و به راهم ادامه می‌دهم.

گاهی کشف و کسب تجربه در چیزهای ساده اما جدید به انسان این احساس را می‌دهد که دارد خوب زندگی می‌کند و زندگی‌اش بیهوده سپری نمی‌شود؛ زیرا می‌داند هر روز چیزی برای یادگرفتن وجود دارد و این خودش زمینه را برای تجربه کردن و یادگرفتن فراهم می‌کند.
به نظر من باید از یادگیری‌های جدید لذت ببریم تا همانطور که رشد می‌کنیم، ریشه‌هایمان را نیز تقویت کنیم. همچنین من فکر می‌کنم نباید از ریسک کردن بترسیم، زیرا ریسک کردن راه موفقیت را برای ما روشن‌تر می‌کند؛ حتی اگر همراه با درد و رنج باشد.

 

 

🌛شما چه‌طور؟ ریسک پذیر بودن را ترجیح می‌دهید یا ریسک پذیر نبودن؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *